غزل شمارهٔ 4063
Toggle stanza 1خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد
11
خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد
رفت از میان چو گل کمر خویش وا نکرد
22
چندان که تاختیم به دنبال عمر را
این آهوی رمیده نظر برقفا نکرد
33
جز من که راه عشق به تسلیم می روم
با دست بسته هیچ شناور شنا نکرد
44
رنگ گهر شکسته شود از بهای کم
ما را فلک عبث به دو عالم بها نکرد
55
موی سفید سبز شد از دست شانه را
از زلف مشکبار تو یک عقده وانکرد
66
با آه سرد من چه کند چرخ پرنجوم
هرگز به خرج باد زر گل وفا نکرد
77
تااقتدا به کارگزاران عشق کرد
در هیچ کار فکرت صائب خطا نکرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

