غزل شمارهٔ 4064
Toggle stanza 1خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد
11
خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد
آواره خویش را به هوای گهر نکرد
22
موجی ازین محیط سیه کاسه برنخاست
کز جلوه فریب مرا تشنه ترنکرد
33
مانند نخل موم نهال امید ما
در مغز خاک ریشه به ذوق ثمر نکرد
44
شد همچو تخم سوخته در خاک ناپدید
دلمرده ای که تربیت بال وپر نکرد
55
بر آب تلخ بحر کجا سایه افکند
ابری که التفات به آب گهر نکرد
66
دلها ز داغ ماتم پروانه آب شد
آن شمع آستین خود از گریه ترنکرد
77
دریا ز لطف پرده چشم حباب شد
آن سنگدل نگاه به آهل نظر نکرد
88
با آن که نونیاز ستم بود خط او
ملک دلی نماند که زیر وزبر نکرد
99
صائب بساز از رخ او بانگاه دور
با آفتاب دست کسی در کمر نکرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

