Toggle stanza 1
باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
1

باغ در بسته ما دیده پوشیده بود

گل ناچیده ما دامن برچیده بود

2

صورت خوب به هر مشت گلی می بخشند

تا که شایسته اخلاق پسندیده بود؟

3

دانه ای می جهد از برق حوادث سالم

که زمین در نظرش تابه تفسیده بود

4

فیض آزادگی و آب حیات است یکی

سرو را خرمی از دامن برچیده بود

5

نیست در چشم پریشان نظران نور یقین

این گهر در صدف دیده پوشیده بود

6

پیش چشمی که شد از سرمه وحدت روشن

صدفی نیست که بی گوهر سنجیده بود

7

از جهانگردی ظاهر نشود کار تمام

هرکه در خویش سفر کرد جهاندیده بود

8

سالکان بی نظر پیر به جایی نرسند

رشته بی دیده سوزن ره خوابیده بود

9

تا قیامت نشود غنچه گل آغوشش

هرکه در خانه زین مست ترا دیده بود

10

فارغ از سیر گلستان جهانم صائب

که پریخانه من دیده پوشیده بود

Sources

Persian text source: Ganjoor