غزل شمارهٔ 3564
Toggle stanza 1باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
11
باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
گل ناچیده ما دامن برچیده بود
22
صورت خوب به هر مشت گلی می بخشند
تا که شایسته اخلاق پسندیده بود؟
33
دانه ای می جهد از برق حوادث سالم
که زمین در نظرش تابه تفسیده بود
44
فیض آزادگی و آب حیات است یکی
سرو را خرمی از دامن برچیده بود
55
نیست در چشم پریشان نظران نور یقین
این گهر در صدف دیده پوشیده بود
66
پیش چشمی که شد از سرمه وحدت روشن
صدفی نیست که بی گوهر سنجیده بود
77
از جهانگردی ظاهر نشود کار تمام
هرکه در خویش سفر کرد جهاندیده بود
88
سالکان بی نظر پیر به جایی نرسند
رشته بی دیده سوزن ره خوابیده بود
99
تا قیامت نشود غنچه گل آغوشش
هرکه در خانه زین مست ترا دیده بود
1010
فارغ از سیر گلستان جهانم صائب
که پریخانه من دیده پوشیده بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

