Toggle stanza 1
زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست
1

زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست

یاقوت آبدار بتان سنگداغ توست

2

نتوان ز جستجو به تو هر چند راه برد

هر کس برون دویده ز خود در سراغ توست

3

چشمی که چون ستاره نظربند خواب نیست

حیران پرتو گهر شبچراغ توست

4

دلهای پاره پاره خونین دلان خاک

در چشم عارفان گل صد برگ باغ توست

5

در چشم من ز سنبل فردوس بهترست

آشفته خاطری که پریشان دماغ توست

6

از درد اگر به صاف بود چشم دیگران

ما را نظر ز صاف به درد ایاغ توست

7

از روی آتشین تو بی بهره ایم ما

هر چند نور دیده ما از چراغ توست

8

خواهد حباب وار سرت را به باد داد

این باد نخوتی که گره در دماغ توست

9

چون صائب آن که چاشنی درد یافته است

قانع به زخم خار ز گلهای باغ توست

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…