غزل شمارهٔ 219
Toggle stanza 1دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
11
دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
می کند در هفته ای گل خنده یکساله را
22
هست در سرگشتگی آرامش صاحبدلان
نیست بی گردش وجودی شعله جواله را
33
عاشقان را قرب خوبان برنیارد از خمار
قسمت از مه یک دهن خمیازه باشد هاله را
44
کاهلان را بیشتر باشد خطر از رهروان
می زند از کاروان ها راهزن دنباله را
55
از ضعیفان دلخراشی، شاهد سنگین دلی است
از پرستاران کن ای بیمار، پنهان ناله را
66
شیوه های بی شمار دستگاه حسن او
می زند مهر خموشی بر دهن دلاله را
77
بی جگر با سخت رویان چهره نتواند شدن
لاله و گل چون سپرداری نماید ژاله را؟
88
می شود از خال، حسن لاله رویان بیشتر
داغ زینت می دهد دلهای خوش پرگاله را
99
برنیاید مهر خاموشی به حفظ راز عشق
سد مومین نیست مانع آتش سیاله را
1010
دوربین می گیرد از ایام، حیف خویش را
می کند در هفته ای گل خنده یکساله را
1111
می رسد در پرده رزق تشنگان بسته لب
از تب گرم است سیرابی گل تبخاله را
1212
فکر صائب گوش ها را می کند تنگ شکر
این گلوسوزی نباشد شکر بنگاله را
Zameen

