غزل شمارهٔ 4931
Poet: Saib
Toggle stanza 1عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
دهد از دور شبنم آب، چشم خود ز گلزارش
ز دست رعشه داران ساغر سرشار می ریزد
تراوش می کند خون خوردن از مژگان خونخوارش
به هر گلشن که آن شمشاد قامت درخرام آید
خیابان می کشد چون سروقد ازشوق رفتارش
سفید از گریه شد چون قند بادام سیه چشمان
زخط سبز تاشد پسته ای لعل شکربارش
امان برخیزد از شهری که دزدش باعسس سازد
بلایی شد به خط همدست تا شد خال طرارش
ز روی آتشین خون سمندر را به جوش آرد
ز شکر طوطیان رامی کند دلسرد گفتارش
نظر چون از گل بی خار این گلزار بردارم؟
که چون مژگان دواند ریشه در دل خار دیوارش
شود جای نفس بر شمع تنگ از جوش پروانه
کند گر اقتباس روشنی صائب ز رخسارش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به ساز نیستی بستهست شور ما و من بارش
بهارت بلبلی دارد که شکل لاست منقارش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1779
من بی دل چو خواهم داد جان نادیده دیدارش
مدد کن ای اجل تا زار میرم زیر دیوارش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 483
چه دارد در دل آن خواجه که میتابد ز رخسارش
چه خوردست او که میپیچد دو نرگسدان خمارش
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1222
تماشا میکند هر دم دلم در باغ رخسارش
به کام دل همی نوشد می لعل شکر بارش
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 139
ز لکنت می تپد نبض رگ لعل گهربارش
شهید انتظار جلوه خویش ست گفتارش
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 212
سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش
زبان بازی به کاکل می کند مژگان خونخوارش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4929
همان یوسف که مصر آمد به تنگ از بس خریدارش
به پشت کار حسن او نیرزد روی بازارش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4930
حساب دین و دل راپاک کن باچشم عیارش
که شب رانیمه خواهد کرد از خط حسن طرارش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4932
Sources
Persian text source: Ganjoor

