غزل شمارهٔ 4396
Toggle stanza 1با کعبه پرستار ترا کار نباشد
با کعبه پرستار ترا کار نباشد
آیینه ما روی به دیوار نباشد
مجنون نتوان گشت به ژولیدگی موی
مستی به پریشانی دستار نباشد
از کوچه زخم است ره کعبه مقصود
دوزخ به ازان سینه که افگار نباشد
چون مهر به راز دل هرذره رسیدیم
یک نقطه ندیدیم که در کار نباشد
نادیدنی از اهل جهان چند توانی دید
آیینه چرا تشنه زنگار نباشد
جان در تن کس نرگس بیمار تو نگذاشت
ای وای اگر چشم تو بیمار نباشد
باغی که در او بلبل آتش نفسی هست
محتاج به خارسردیوار نباشد
مکتوب مرا در بغل خود که گذارد
در کوی توگر رخنه دیوار نباشد
شدگوش صدف پرگهراز فکرتو صائب
بالاترازین رتبه گفتار نباشد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن به که نظر باشد و گفتار نباشد
تا مدّعی اَندر پس دیوار نباشد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 201
جنگ از طرف دوست دلآزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 202
آن را که قبول تو خریدار نباشد
در بیع گه هیچ دلش بار نباشد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 171
Sources
Persian text source: Ganjoor

