غزل شمارهٔ 4395
Toggle stanza 1شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد
11
شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد
شهباز نظر دوخته محجوب نباشد
22
یوسف صفتی را که زلیخا برداز راه
پروای نظربازی یعقوب نباشد
33
از چهره بی شرم شود عشق هوسناک
زان حسن بپرهیز که محجوب نباشد
44
حسنی که ز صورت نبود معنی او بیش
گرماه تمام است که مرغوب نباشد
55
درد همه کس بیشتر از تاب و توان است
در پله خودکیست که ایوب نباشد
66
چندان که چو گل گوش فکندیم درین باغ
حرفی نشنیدیم که دلکوب نباشد
77
بی سختی ایام بصیرت نتوان یافت
کورست هرآن ره که لگدکوب نباشد
88
عقل است حجاب کشش عالم بالا
دیوانه محال است که مجذوب نباشد
99
صائب دل عاشق به چه امید شود خون
خونخواری اگر شیوه محبوب نباشد
Sources
Persian text source: Ganjoor

