Toggle stanza 1
شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد
1

شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد

شهباز نظر دوخته محجوب نباشد

2

یوسف صفتی را که زلیخا برداز راه

پروای نظربازی یعقوب نباشد

3

از چهره بی شرم شود عشق هوسناک

زان حسن بپرهیز که محجوب نباشد

4

حسنی که ز صورت نبود معنی او بیش

گرماه تمام است که مرغوب نباشد

5

درد همه کس بیشتر از تاب و توان است

در پله خودکیست که ایوب نباشد

6

چندان که چو گل گوش فکندیم درین باغ

حرفی نشنیدیم که دلکوب نباشد

7

بی سختی ایام بصیرت نتوان یافت

کورست هرآن ره که لگدکوب نباشد

8

عقل است حجاب کشش عالم بالا

دیوانه محال است که مجذوب نباشد

9

صائب دل عاشق به چه امید شود خون

خونخواری اگر شیوه محبوب نباشد

Sources

Persian text source: Ganjoor