غزل شمارهٔ 2149
Toggle stanza 1چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
11
چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
دایم دو دل از عشق چو شاهین ترازوست
22
بی نرگس گویا، به سخن لب نگشاییم
ما را طرف حرف همین چشم سخنگوست
33
بس خون که کند در دل مرغان چمن زاد
این حسن خداداد که با آن گل خودروست
44
در پرده بینایی من نقش دویی نیست
هر داغ پلنگم به نظر دیده آهوست
55
تا غنچه نگردیم دل ما نگشاید
در خلوت ما رطل گران کاسه زانوست
66
در روز به مجلس مطلب دختر رز را
صحبت به شب انداز، که صحبت گل شب بوست
77
صائب چه خیال است که از سینه کند یاد؟
هر دل که گرفتار در آن حلقه گیسوست
Sources
Persian text source: Ganjoor

