Toggle stanza 1
چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
1

چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست

دایم دو دل از عشق چو شاهین ترازوست

2

بی نرگس گویا، به سخن لب نگشاییم

ما را طرف حرف همین چشم سخنگوست

3

بس خون که کند در دل مرغان چمن زاد

این حسن خداداد که با آن گل خودروست

4

در پرده بینایی من نقش دویی نیست

هر داغ پلنگم به نظر دیده آهوست

5

تا غنچه نگردیم دل ما نگشاید

در خلوت ما رطل گران کاسه زانوست

6

در روز به مجلس مطلب دختر رز را

صحبت به شب انداز، که صحبت گل شب بوست

7

صائب چه خیال است که از سینه کند یاد؟

هر دل که گرفتار در آن حلقه گیسوست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور