غزل شمارهٔ 303
Toggle stanza 1ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها
11
ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها
از خرامت عالم آسوده را زلزالها
22
دل که از نقش تمنا در جوانی ساده بود
شد ز پیری عنکبوت رشته آمالها
33
محو و اثبات جهان در عالم حیرت یکی است
فارغ است آیینه از آمد شد تمثالها
44
نوش این محنتسرا را نیشها در چاشنی است
پرده ادبار باشد سربهسر اقبالها
55
آسمان میبالد از ناکامی ما خاکیان
میشوند از تشنگی سیراب این تبخالها
66
دشمن مرگ سبکروحند دنیادوستان
در گرانباری بود آسایش حمالها
77
ریزش این تنگچشمان تشنگی میآورد
وای بر کشتی که خواهد آب ازین غربالها
88
بیگناهان در غضب حد گنهکاران خورند
میزنند از خشم، شیران بر زمین دنبالها
99
گوشه امنی مگر صائب به فریادم رسد
خانه زنبور شد گوشم ز قیل و قالها
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مالها
جادهٔ بسیار دارد آب در غربالها
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 295
ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها
ای به زودی بار کرده بر شتر احمالها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 145
ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
انعطش روحی فقلت ویح روحی مالها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 275

