غزل شمارهٔ 295
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مالها
خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مالها
جادهٔ بسیار دارد آب در غربالها
گر همین کوس و دهل باشد کمال کر و فر
غیر رسوایی چه دارد دعوی اقبالها
سادگی مفت نشاط انگار کاینجا حسن هم
جامه نیلی میکند از دست خط و خالها
پیچ و تاب خشک دارد در کمین ما و منت
بر صریر خامه تاری بسته گیر از نالها
کوشش افلاک از موی سپیدت روشن است
تاب ده نومیدی از ریشیدن این زالها
شعلهٔ هستی مآلش گر همین خاکسترست
رفته میپندار پیش از کاروان دنبالها
زیر چرخ آثار کلفت ناکجا خواهی شمرد
شیشهٔ ساعت پر است ز گرد ماه و سالها
شکوهات از هرکه باشد به که در دل خون شود
شرم کن زان لب که گردد محضر تبخالها
عرض دین حق مبر در پیش مغروران جاه
سعی مهدی برنمیآید به این دجالها
خلق را ذوق تعلق توأم طاووس کرد
رنگ هم افتاد پروازش به قید بالها
میفروشد هرکسی ما را به نرخ عبرتی
جنس ما عمریست فریادیست از دلالها
حیرت آیینهام بیدل تماشا کردنیست
ناز صیقل دارم از پامالی تمثالها
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها
ای به زودی بار کرده بر شتر احمالها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 145
ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
انعطش روحی فقلت ویح روحی مالها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 275
ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها
از خرامت عالم آسوده را زلزالها
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 303
Sources
Persian text source: Ganjoor

