غزل شمارهٔ 4130
Toggle stanza 1روی ترا به آتش دلها برشتهاند
11
روی ترا به آتش دلها برشتهاند
لعل ترا به خون جگرها سرشتهاند
22
ای شاخ گل ببال که در مزرع وجود
چون خال دلفریب تو تخمی نَکِشتهاند
33
ظاهر نمیشود که چه مضمون دلکش است
هرچند خط سبز ترا خوش نوشتهاند
44
دل را به آب دیده خونبار تازه دار
کاین دانه را به زحمت بسیار کِشتهاند
55
از کجروی عنان نگه را کشیده دار
کاین تار را به دقت بسیار رشتهاند
66
اوراق چرخ زیر وزبر گشته سالها
تا نسخه وجود تو بیرون نوشتهاند
77
نان تو چون فطیر بماند در این تنور
با دست خود خمیر تو در هم سرشتهاند
88
از دودش آفتاب قیامت زبانهای است
در آتشی که دانه ما را برشتهاند
99
جمعی که سایه بر سر افتادگان کنند
در سایه حمایت بال فرشتهاند
1010
ایمن مشو که نیست مگر بهر امتحان
صائب اگر عنان تو از دست هِشتهاند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

