Toggle stanza 1
مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند
1

مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند

خون خورده اند تا ز سر جان گذشته اند

2

گردیده است آب دل رهروان عشق

تا از پل شکسته امکان گذشته اند

3

فردای باز خواست چه آسوده خاطرند

امروز آن کسان که ز سامان گذشته اند

4

از صدر تا رسند بزرگان به آستان

از عالم آستانه نشینان گذشته اند

5

پروانه حلاوت افکار صائبند

آن طوطیان که از شکرستان گذشته اند

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4131 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood