غزل شمارهٔ 3357
Poet: Saib
Toggle stanza 1دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
11
دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
سایه بال هما را به قفس نتوان کرد
22
اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
33
شرر کذب به یک چشم زدن می میرد
تکیه بر دوستی اهل هوس نتوان کرد
44
نعمتی نیست که چشمی نبود در پی آن
ترک وصل شکر از بهر مگس نتوان کرد
55
صائب از طول امل دست هوس کوته دار
که در این دام به جز صید مگس نتوان کرد
66
بیش ازین پیروی حرص و هوس نتوان کرد
همعنانی به سگ هرزه مرس نتوان کرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

