غزل شمارهٔ 5738
Poet: Saib
Toggle stanza 1اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم
ز اشک شمع به شبگردی اشک من پیش است
ز گریه زمزم صد کعبه شبستانم
چرا عزیز نباشم به دیده ها چون خال
کبوتر حرم آن چه زنخدانم
صدف به آب گهر تا دهن نمی شوید
نمی برد به زبان نام چشم گریانم
همان تلاش نهانخانه وطن دارم
اگر دهد به کف دست جا سلیمانم
به هر که منکر جوش سرشک من باشد
اگر بود پسر نوح، موج طوفانم
گشاده روی به احباب چون گل صبحم
به گرمخونی چون آفتاب تابانم
تلاش میوه جنت نمی کنم صائب
هلاک سیب زنخدان و نار پستانم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نیامده ست به چشم آدمی بدین سانم
پری و یا ملکی، چیستی، نمی دانم؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1457
برون دل نتوان یافت گرد جولانم
چو رنگ قطره خون رفتهست میدانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2260
خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم
به خواب دوش که را دیدهام نمیدانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1740
همه کس را عقلِ خود به کمال نماید و فرزندِ خود به جمال.
یکی یهود و مسلمان، نزاع میکردند
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 30
بس است روی دلی مشت استخوان مرا
ز چشم شیر فتد برق در نیستانم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5739
ز رعشه رفته برون دست و پا ز فرمانم
فتاده است تزلزل به چار ارکانم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5740
Sources
Persian text source: Ganjoor

