غزل شمارهٔ 4885
Toggle stanza 1چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش
11
چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش
ساعد سیمین چو باشد جام سیمین گو مباش
22
دست رنگین می کند کار شراب لعل فام
باده گلرنگ در دست نگارین گو مباش
33
هر سفالی رافروغ می بلورین می کند
باده چون روشن بود جام بلورین گو مباش
44
داغ ما خون رابه همت می تواند مشک کرد
کاکل عنبرفشان و زلف مشکین گو مباش
55
صحبت دلدار، ما را فارغ از دل کرده است
چون سوارازماست هرگز خانه زین گو مباش
66
خامه صائب معطر می کند آفاق را
در بیابان ختا آهوی مشکین گو مباش
Sources
Persian text source: Ganjoor

