غزل شمارهٔ 5010
Toggle stanza 1نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش
11
نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش
هنوز می پرد از شوق،چشم فتراکش
22
علم به خون مسیحا و خضر چرب کند
چو از نیام کشد تیغ، حسن بیباکش
33
رخی که هر دو جهان در فروغ اومحوست
نظر چگونه کندبی نقاب ادراکش ؟
44
به خاک هر که نهال تو سایه اندازد
زبان شکر برآید چو سبزه از خاکش
55
ازان شراب مرا شیر گیر کن ساقی
که همچو پنجه شیرست پنجه تاکش
66
درین بساط هرآن کس نفس به صدق کشد
چو صبح،مهر شود طالع از دل چاکش
77
کسی که پاک نسازد دهن ز غیبت خلق
همان کلید در دوزخ است مسواکش
88
اگر چه خون جهان ریخت غمزه اش صائب
هنوز رغبت خون می چکد ز فتراکش
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

