غزل شمارهٔ 1496
Poet: Saib
Toggle stanza 1لب خاموش نمودار دل پر سخن است
لب خاموش نمودار دل پر سخن است
جبهه بی گره آیینه خلق حسن است
چون خدنگی که کند دست در آغوش کمان
به میان رفتن من بهر کنار آمدن است
وادی عشق نگردد به گرانجانی قطع
قدم اول این راه سفر در وطن است
مانع وحدت عارف نشود کثرت خلق
بیشتر خلوت این طایفه در انجمن است
باده در ساغر من خون جگر می گردد
خاک پیمانه من از گل بیت الحزن است
سرمه از فیض سفر مایه بینش گردید
صیقل تیرگی بخت جلای وطن است
لب افسوس مرا زخم پشیمانی نیست
دست بر هم زدن من مژه بر هم زدن است
پنبه از گوش برون کن که بناگوش سفید
دم صبحی است که صبح دوم آن کفن است
جز خراش جگر و چهره خونین صائب
دیگر از نام چه در دست عقیق یمن است؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست
آمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 410
پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
هر کجا بوی گلی باد رساند چمن است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 81
کلک من شعله برجسته این نه لگن است
شمع من باعث دلگرمی هفت انجمن است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1497
Sources
Persian text source: Ganjoor

