غزل شمارهٔ 1497
Poet: Saib
Toggle stanza 1کلک من شعله برجسته این نه لگن است
11
کلک من شعله برجسته این نه لگن است
شمع من باعث دلگرمی هفت انجمن است
22
تا خراشیده نگردد، نشود صاحب نام
دل رنگین سخنان همچو عقیق یمن است
33
به که مقراض به سررشته امید زنم
زخم را بخیه درین ملک ز تار کفن است
44
زرپرستان بپرستند چو خورشید بلند
کرم شب تابی اگر در دل زرین لگن است
55
به سر آمد شب غربت، غم دل کرد سفر
بعد ازین فصل شکر خنده صبح وطن است
66
نارسا گر نبود مستمع صاحب هوش
کوتهی زینت شایسته زلف سخن است
77
سخن است این که شود تشنه لبی کم ز عقیق
لب او می مکم و آتشم اندر دهن است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

