غزل شمارهٔ 1497
Poet: Saib
Toggle stanza 1کلک من شعله برجسته این نه لگن است
کلک من شعله برجسته این نه لگن است
شمع من باعث دلگرمی هفت انجمن است
تا خراشیده نگردد، نشود صاحب نام
دل رنگین سخنان همچو عقیق یمن است
به که مقراض به سررشته امید زنم
زخم را بخیه درین ملک ز تار کفن است
زرپرستان بپرستند چو خورشید بلند
کرم شب تابی اگر در دل زرین لگن است
به سر آمد شب غربت، غم دل کرد سفر
بعد ازین فصل شکر خنده صبح وطن است
نارسا گر نبود مستمع صاحب هوش
کوتهی زینت شایسته زلف سخن است
سخن است این که شود تشنه لبی کم ز عقیق
لب او می مکم و آتشم اندر دهن است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست
آمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 410
پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
هر کجا بوی گلی باد رساند چمن است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 81
لب خاموش نمودار دل پر سخن است
جبهه بی گره آیینه خلق حسن است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1496
Sources
Persian text source: Ganjoor

