غزل شمارهٔ 5354
Toggle stanza 1از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
11
از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
یوسف خود را میان کاروان می یافتم
22
چشم من از نقش تا بر خامه نقاش بود
برگ عیش نوبهاران از خزان می یافتم
33
می توانستم به گرد خود حصاری ساختن
خاکساری همچو خود گردرجهان می یافتم
44
رشته پرواز من تا در کف تسلیم بود
در قفس دایم حضور آشیان می یافتم
55
بلبلان چون برگ گل از آشیان می ریختند
رخصت یک ناله گر از باغبان می یافتم
66
روزاول کاش خود را راست می کردم چو تیر
تا خلاصی از کشاکش چون کمان می یافتم
77
این زمان در کعبه چون سنگ نشانم بیخبر
من که فیض کعبه از سنگ نشان می یافتم
88
این زمان بیداریم خواب است، ورنه پیش ازین
دولت بیدار در خواب گران می یافتم
99
ناله تنهایی من باغ را دیوانه کرد
آه اگر هم ناله ای در بوستان می یافتم
1010
گر نمی شد تنگ صائب خلق من ازروزگار
هم درین عالم بهشت جاودان می یافتم
Sources
Persian text source: Ganjoor

