Toggle stanza 1
برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
1

برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم

آنچه می جستم ز شاهی در گدایی یافتم

2

خاکساری دانه را بال و پر نشوونماست

بال گردون سیر از بی دست وپایی یافتم

3

از دو عالم قطع کردم رشته پیوند را

تا به آن بیگانه پرور آشنایی یافتم

4

تا شدم چون سکه خوش نقش رو گردان زر

رو به هر مطلب که اوردم روایی یافتم

5

در شمار خلق بودم داشتم تارو به خلق

پشت کردم بر خلایق مقتدایی یافتم

6

می شمارم مهد آسایش دهان شیر را

تا ز قید عقل چون مجنون رهایی یافتم

7

گر شود عالم به چشم خلق از بستن سیاه

من ز راه چشم بستن روشنایی یافتم

8

تا به زانو پای من از پیروی فرسوده شد

تا میان رهنوردان پیشوایی یافتم

9

نیست امیدم به جنت کز قبول مردمان

مزد خود اینجا زطاعات ریایی یافتم

10

چون ز سنگ کودکان صائب کنم پهلوتهی

من که در سختی کشیدن مومیایی یافتم

Sources

Persian text source: Ganjoor