غزل شمارهٔ 5355
Toggle stanza 1شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
11
شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
از سبک مغزی گرانسنگ است خواب غفلتم
22
جست خون مرده از خواب گرانسنگ عدم
من ز بیدردی همان مست و خراب غفلتم
33
تیغ خورشید قیامت را کند دندانه دار
گرچنین بر روی هم بندد سحاب غفلتم
44
گردد از باد مخالف پله خوابش گران
چشم نرم افتاده است از بس حباب غفلتم
55
در زمان فیض خواب من گرانتر می شود
چون سگان از صبح باشد فتح باب غفلتم
66
بود از موی سفید امید بیداری مرا
بالش پرگشت آن هم بهر خواب غفلتم
77
گرچنین سنگین شود خواب از گرانجانی مرا
صبح محشر می شود صائب نقاب غفلتم
Sources
Persian text source: Ganjoor

