Toggle stanza 1
شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
1

شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم

از سبک مغزی گرانسنگ است خواب غفلتم

2

جست خون مرده از خواب گرانسنگ عدم

من ز بیدردی همان مست و خراب غفلتم

3

تیغ خورشید قیامت را کند دندانه دار

گرچنین بر روی هم بندد سحاب غفلتم

4

گردد از باد مخالف پله خوابش گران

چشم نرم افتاده است از بس حباب غفلتم

5

در زمان فیض خواب من گرانتر می شود

چون سگان از صبح باشد فتح باب غفلتم

6

بود از موی سفید امید بیداری مرا

بالش پرگشت آن هم بهر خواب غفلتم

7

گرچنین سنگین شود خواب از گرانجانی مرا

صبح محشر می شود صائب نقاب غفلتم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور