غزل شمارهٔ 4558

Poet: Saib

Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

Rhyme: ار

Poems with the same metre and rhyme: 38

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
پرده مشکین به چشم شوخ بسته است آن نگار؟
1

پرده مشکین به چشم شوخ بسته است آن نگار؟

یا شده است از ناف آهوی ختن مشک آشکار

2

چشم عیارش لباس شبروان پوشیده است؟

یاز موج افکنده بحر حسن عنبر بر کنار

3

پاره ای گشته است از خورشید تابان منکسف ؟

یا شده است ابرسیه بر لاله زاری پرده دار

4

منخسف شد پاره ای ماه تمامش،یا شده است

از نگاه گرم،برگ لاله او داغدار

5

عنبرین مویی غزالی را به دام آورده است ؟

یا شده است از چشمه خورشید سنبل آشکار

6

هیچ رنگی از سیاهی نیست بالاتر،چرا

لاله رنگ از دردشد چشم سیاه آن نگار؟

7

چشم خونخوارش همانادر گریبان ریخته است

از سیه مستی شراب لعل را بی اختیار

8

می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او

چون نگردد سرخ چون گل نرگس خونخواریار؟

9

پرده نیلوفری بر چشم گلرنگش ببین

گر ندیدی قطعه ابر سیه بر لاله زار

10

همچو شاهینی است چشم لاله رنگ آن پری

شهپر خود را نگارین کرده از خون شکار

11

گرچه می مالید بر لب چشم او از سرمه خاک

شد به مردم عاقبت خونخواری او آشکار

12

نرگس میگون او از پرده نیلوفری

می نماید چون شفق از دامن شبهای تار

13

همچو ابر قبله دارد گریه ها در آستین

پرده نیلوفری بر گوشه ابروی یار

14

از چه رو بسته است چشم خویش راآن سنگدل ؟

چون برآهوی حرم هرگز نباشد گیرودار

15

بوی خون می آید از چشمش، همانا غمزه اش

شست تیغ خود درین سرچشمه از خون شکار

16

جای حیرت نیست سرخی بر بیاض چشم او

کز شراب لعل باشد رخت مستان داغدار

17

خواب گردیده است بر چشم نظر بازان حرام

تا لباس شبروان کرده است چشمش اختیار

18

زیر دامن کعبه راآهوی زنهاری بود

در نقاب مشکفام آن دیده مردم شکار

19

شد سیه عالم به چشم من،که آن خورشید رو

پرده نیلوفری بسته است بر طرف عذار

20

می درخشد همچو برق از پرده ابر سیاه

از حجاب پرده نیلی نگاه گرم یار

21

همچو آهویی است کز مستی همی غلطد به مشک

در حجاب پرده شبرنگ، چشم مست یار

22

در سواد آفرینش غیر چشم ظالمش

کیست کز خون خانه خود راکند نقش و نگار؟

23

نیست حیرت چشم او گر لاله رنگ از درد شد

جوش مستی می زند میخانه در فصل بهار

24

صائب از بیماری آن چشم حال دل مپرس

چون بود احوال بیماری که شد بیماردار؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

با همه بی‌دست و پایی اندکی همت‌گمار

آسمان می‌بالد اینجا کودک دامن سوار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1662

تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار

جام می‌خواهم در این میخانه یک طاووس‌دار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1663

جسم غافل را به اندوه رم فرصت چه‌کار

کاروان هر سو رود بر خویش می‌بالد غبار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1664

چشم تعظیم از گران‌جانان این محفل مدار

کوفتن‌ گردد عصا، کز سنگ برخیزد شرار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1665

این مقام خوش که می بخشد نسیم وصل یار

خیر دار حل فیها خیر ارباب الدیار

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 10

عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یار

یار ما ناداده بوسه می کند از ما کنار

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 169

شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار

یعنی از آب شفق گون جام زر خالی مدار

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 437

گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار

خاصه بعد از محنت هجران و درد انتظار

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 439

عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1060

عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

زندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1061

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4558 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood