Toggle stanza 1
از قید فلک برزده دامن بگریزید
1

از قید فلک برزده دامن بگریزید

چون برق ازین سوخته خرمن بگریزید

2

یک اوج به اندازه پرواز شررنیست

درسینه سنگ ودل آهن بگریزید

3

چون اخگردل زنده ازین سردمزاجان

در پرده خاکستر گلخن بگریزید

4

چون برق مگردید مقید به خس وخار

از باغ جهان برزده دامن بگریزید

5

هر جا که کند گرد غم از دورسیاهی

زیر علم باده روشن بگریزید

6

ماتمکده خاک سزاوار وطن نیست

چون سیل ازین دشت به شیون بگریزید

7

از ناوک دلدوز قضا امن مباشید

هرچندکه در دیده سوزن بگریزید

8

چون شبنم گل برسردستیدقضا را

چون آب اگر در دل آهن بگریزید

9

چون صائب اگر زخم نهانی است شما را

زنهار که از دیده سوزن بگریزید

Sources

Persian text source: Ganjoor