Toggle stanza 1
زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
1

زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند

داغ تو خیمه بر دل آگاه می زند

2

طوفان طناب خیمه خورشید را گسیخت

شبنم بر این بساط چه خرگاه می زند

3

دل می کند به خویشتن اسناد اختیار

این قلب زر به نام شهنشاه می زند

4

آسوده است عشق ز تدبیر عقل پوچ

کی شیر تکیه بر دم روباه می زند

5

ایمن ز من مباش که درسینه من است

آهی که دشنه بر جگر ماه می زند

6

دربار خود مبند متاعی که از تو نیست

کاخر همان متاع ترا راه می زند

7

صائب فتاده است به نقاش چشم من

کی نقش بی ثبات مرا راه می زند

Sources

Persian text source: Ganjoor