غزل شمارهٔ 767
Toggle stanza 1با اختیار حق چه بود اختیار ما؟
11
با اختیار حق چه بود اختیار ما؟
با نور آفتاب چه باشد شرار ما؟
22
ای روشنان عالم بالا مدد کنید
شاید ز قید سنگ برآید شرار ما
33
از رنگ و بوی عاریه دامن کشیده ایم
چون عنبرست از نفس خود بهار ما
44
در تنگنای کوزه چه لازم بسر بریم؟
دریا به خاک می تپد از انتظار ما
55
چندین هزار خانه دل می رسد به آب
تا از میان گرد برآید سوار ما
66
در وصل و هجر کار دل ما تپیدن است
دایم به یک قرار بود بی قرار ما
77
دام و قفس نماند درین طرفه صیدگاه
تا آرمیده شد دل وحشت شعار ما
88
عاقل به پای خویش به زندان نمی رود
ای جسم، روز حشر مکش انتظار ما
99
در ملک بی زوال رضا انقلاب نیست
صائب یکی است فصل خزان و بهار ما
1010
این آن غزل که مولوی روم گفته است
آمد بهار خرم و نامد بهار ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آخر به لوح آینهٔ اعتبار ما
چیزی نوشتنیست به خط غبار ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 192
آمد بهار خرم آمد نگار ما
چون صد هزار تنگ شکر در کنار ما
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 203
دایم شکفته است دل داغدار ما
موقوف وقت نیست چو عنبر بهار ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 764
منگر به چشم کم به دل داغدار ما
فانوس شمع طور بود لاله زار ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 765

