غزل شمارهٔ 2226
Poet: Saib
Toggle stanza 1از غیرت رکابت از دیده خون روان است
11
از غیرت رکابت از دیده خون روان است
اما چه می توان کرد پای تو در میان است!
22
پاس ادب فکنده است بر صدر جای ما را
هر چند سجده ما بیرون آستان است
33
در پله ترقی است مشرب چو عالی افتاد
از خاک زود خیزد تاکی که خوش عنان است
44
مهر لب خموشی است دستی که خالی افتاد
آن را که خرده ای هست چون غنچه صد زبان است
55
با قامت خم از عمر استادگی مجویید
پا در رکاب باشد تیری که در کمان است
66
از جویبار همت تخمی که آب گیرد
گر زیر خاک باشد بالای آسمان است
77
در گلشنی که گلها دامنکشان گذشتند
بلبل ز ساده لوحی در فکر آشیان است
88
سیلاب غافلان را از دیده می برد خواب
خواب مرا گرانی از عمر خوش عنان است
99
دنبال ماندگان را هر کس که دست گیرد
در منزل است هر چند دنبال کاروان است
1010
از پای خفته ماست منزل بلند صائب
عمر ره است کوته تا کاروان روان است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

