غزل شمارهٔ 2227
Poet: Saib
Toggle stanza 1از غیرت رکابت از دیده خون روان است
11
از غیرت رکابت از دیده خون روان است
اما چه می توان کرد پای تو در میان است!
22
سر جوش نوبهارست روی شکفته تو
رنگ شکسته من ته جرعه خزان است
33
از شکوه، عاشقان را در خاک و خون کشد عشق
گردد دلیل صیاد زخمی که خونچکان است
44
از حرف راست گردد پر خون دهن چو سوفار
دایم ز تیر شیون در خانه کمان است
55
بلبل ز ساده لوحی در آشیان طرازی است
در گلشنی که خاکش با باد همعنان است
66
ما می زنیم از جهل هر دم به دامنی دست
هر چند روزی ما در دست آسمان است
77
گوری است پر ز مرده صائب قلمرو خاک
گردون پر ستاره یک چشم خونفشان است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

