غزل شمارهٔ 2226

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: اناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
از غیرت رکابت از دیده خون روان است
1

از غیرت رکابت از دیده خون روان است

اما چه می توان کرد پای تو در میان است!

2

پاس ادب فکنده است بر صدر جای ما را

هر چند سجده ما بیرون آستان است

3

در پله ترقی است مشرب چو عالی افتاد

از خاک زود خیزد تاکی که خوش عنان است

4

مهر لب خموشی است دستی که خالی افتاد

آن را که خرده ای هست چون غنچه صد زبان است

5

با قامت خم از عمر استادگی مجویید

پا در رکاب باشد تیری که در کمان است

6

از جویبار همت تخمی که آب گیرد

گر زیر خاک باشد بالای آسمان است

7

در گلشنی که گلها دامنکشان گذشتند

بلبل ز ساده لوحی در فکر آشیان است

8

سیلاب غافلان را از دیده می برد خواب

خواب مرا گرانی از عمر خوش عنان است

9

دنبال ماندگان را هر کس که دست گیرد

در منزل است هر چند دنبال کاروان است

10

از پای خفته ماست منزل بلند صائب

عمر ره است کوته تا کاروان روان است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور