غزل شمارهٔ 4729
Toggle stanza 1ای زلف سرکش تو ز بالا کشیدهتر
11
ای زلف سرکش تو ز بالا کشیدهتر
مژگان و چشم شوخ تو از هم رمیدهتر
22
از من مپوش چهره که فردوس تازه روی
شبنم نداشته است ز من پاک دیدهتر
33
حیرانی جمال تو شد انجمنفروز
سیماب را ز آینه کرد آرمیدهتر
44
عاشق چگونه در نظر آرد ترا، که هست
سر تا به پای حسن تو از هم رمیدهتر
55
هرچند آفتاب به هر کوچهای دوید
رسوایی من است به عالم دویدهتر
66
عاشق کسی بود که چو بیاختیار شد
دارد عنان شرم و ادب را کشیدهتر
77
زنهار پا ز عالم حیرت برون منه
کآنجاست آسمان ز زمین آرمیدهتر
88
زندان به روزگار شود دلنشین و ما
هر روز میشویم ز دنیا گزیدهتر
99
شاخ از ثمر خم و بیحاصلی فزود
هرچند بیشتر قد ما شد خمیدهتر
1010
در کام مار دم زده، انگشت مارگیر
هرگز نبوده است ز من دل گَزیدهتر
1111
صائب مقام دام بود خاکهای نرم
پرهیز کن ز هر که بود آرمیدهتر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

