غزل شمارهٔ 4728
Toggle stanza 1ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر
11
ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر
مژگان ز چشم و چشم زابرو زننده تر
22
ابرویی از کمان قضا راست خانه تر
مژگانی از خدنگ حوادث رسنده تر
33
مجنون که بود قافله سالار وحشیان
هرگز نداشت ا زتو غزالی رمنده تر
44
مپسند ناامید مرا از شمیم خویش
ای بوی نافه تو زآهو دونده تر
55
در وادیی که عشق مرا جلوه می دهد
خارش بود ز پنجه شیران درنده تر
66
در باغ روزگار ندیده است هیچ کس
یک شاخ میوه دار ز من سر فکنده تر
77
صائب چرا شکایت دزدان کند کسی ؟
جایی که هست شحنه زدزدان برنده تر!
Sources
Persian text source: Ganjoor

