غزل شمارهٔ 4415
Toggle stanza 1غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
11
غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
از مرده دلی قدر شب تار ندانند
22
رحم است بر آن قوم که بیداری شب را
صد پرده به از دولت بیدار ندانند
33
دارند در ایام خزان جوش بهاران
حیرت زدگانی که گل از خار ندانند
44
جمعی که ز سر پای نمودند چو پرگار
یک نقطه درین دایره بیکار ندانند
55
مغرور کند جوش خریدار گهر را
خوب است که خوبان ره بازار ندانند
66
تا آینه از دست نکویان نگذارند
بیطاقتی تشنه دیدار ندانند
77
زان خلق دلیرند به گفتار که از جهل
گفتار خود از جمله کردار ندانند
88
صائب طمع نامه فضولی است ز خوبان
ما را به پیامی چو سزاوار ندانند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

