غزل شمارهٔ 1952

Toggle stanza 1
تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
1

تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است

از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است

2

راهی به حق ز هر دل در خون نشسته است

این در به روی گبر و مسلمان نبسته است

3

غافل مشو ز پاس دل بیقرار ما

کاین مرغ پر شکسته قفس ها شکسته است

4

گردون نظر به بی بصران بیشتر کند

زنگی هلاک آیینه زنگ بسته است

5

خط امان ز تیغ حوادث گرفته است

آزاده ای که بند علایق گسسته است

6

از مرگ و زندگانی ما عشق فارغ است

دریا، دلی به موج و حبابش نبسته است

7

رگهای جان باده کشان در کشاکش است

امروز باز رشته سازی گسسته است

8

خواهد ثواب بت شکنان یافت روز حشر

سنگین دلی که توبه ما را شکسته است!

9

نتوان به ما رسید ز غمازی نشان

نقش پی رمیده دلان جسته جسته است

10

خون گریه می کند در و دیار روزگار

تا شیشه دل که خدایا شکسته است

11

صائب گشوده اند به رویش در بهشت

هر کس زبان ز نیک و بد خلق بسته است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1952 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood