غزل شمارهٔ 1952
Toggle stanza 1تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است
راهی به حق ز هر دل در خون نشسته است
این در به روی گبر و مسلمان نبسته است
غافل مشو ز پاس دل بیقرار ما
کاین مرغ پر شکسته قفس ها شکسته است
گردون نظر به بی بصران بیشتر کند
زنگی هلاک آیینه زنگ بسته است
خط امان ز تیغ حوادث گرفته است
آزاده ای که بند علایق گسسته است
از مرگ و زندگانی ما عشق فارغ است
دریا، دلی به موج و حبابش نبسته است
رگهای جان باده کشان در کشاکش است
امروز باز رشته سازی گسسته است
خواهد ثواب بت شکنان یافت روز حشر
سنگین دلی که توبه ما را شکسته است!
نتوان به ما رسید ز غمازی نشان
نقش پی رمیده دلان جسته جسته است
خون گریه می کند در و دیار روزگار
تا شیشه دل که خدایا شکسته است
صائب گشوده اند به رویش در بهشت
هر کس زبان ز نیک و بد خلق بسته است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است
کز بار جلوه رنگ بهارت شکسته است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 571
دنیا طویله ایست پر از جنس چارپای
کابادی و خرابی آن جسته جسته است
UrfiQitʿatشمارهٔ 2 - درشکایت از ابناء روزگار
جام شراب مرهم دلهای خسته است
خورشید مومیایی ماه شکسته است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1953
باد بهار مرهم دلهای خسته است
گل مومیایی پر و بال شکسته است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1954
این خار غم که در دل بلبل نشسته است
از خون گل خمار خود اول شکسته است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1955
پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است
پای جهان نورد خیالم نبسته است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1956
Sources
Persian text source: Ganjoor

