غزل شمارهٔ 1721
Poet: Saib
Toggle stanza 1به غیر دل همه عالم سراب حرمان است
به غیر دل همه عالم سراب حرمان است
ز کعبه روی به هر سو کنی بیابان است
ز فکر رزق، جهان یک دل پریشان است
خمیر مایه غم ها همین غم نان است
مپرس حال دل بیقرار از عاشق
که در صدف نبود گوهری که غلطان است
به سیم و زر نشود بی زبانه آتش حرص
که شمع در لگن زر همان گدازان است
حضور کنج قناعت ندیده کی داند
که روی دست سلیمان به مور زندان است
به پیش پا نبود چشم سرفرازان را
بلند و پست زمین پیش چرخ یکسان است
ز بخت تیره ندارد ملال روشندل
که برق در ته ابر سیاه خندان است
(ترا به وادی مشرب گذر نیفتاده است
وگرنه کعبه دل نیز خوش بیابان است)
(مخور فریب صلاح توانگران زنهار
که روزه داشتن سفله، صرفه نان است)
مدار دست ز دامان بیخودی صائب
که در بهشت بود دیده ای که حیران است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رسید فصل گل و باد عنبر افشان است
نگارخانه جانان بهشت رضوان است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 345
مگو که قطع بیابان عشق آسان است
که کوههای بلا ریگ آن بیابان است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 145
هزار سختی اگر بر من آید آسان است
که دوستی و ارادت هزار چندان است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 82
زمین ز جلوه قربانیان گلستان است
بریز خون صراحی که عید قربان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1718
ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
ز چشم شیر، نیستان من چراغان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1719
عنان نفس کشیدن جهاد مردان است
نفس شمرده زدن ذکر اهل عرفان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1720
Sources
Persian text source: Ganjoor

