غزل شمارهٔ 145
Poet: Jami
Toggle stanza 1مگو که قطع بیابان عشق آسان است
مگو که قطع بیابان عشق آسان است
که کوههای بلا ریگ آن بیابان است
حدیث چتر مرصع به میر قافله گوی
که سایه بان ز ره ماندگان مغیلان است
فراز و شیب ره از رهروان گرم مپرس
که پیش مرغ هوا کوه و دشت یکسان است
ز ناز چون نکشیدی به کعبه دامن وصل
چه چاک ها که ازین حسرتش به دامان است
ببند دیده گرت نیست قوت مجنون
که برق منزل لیلی قوی درخشان است
چه سود قافله مصر حسن یوسف را
متاع عشق چو در کاروان کنعان است
به راه عشق تو جامی ز ناله بس نکند
زبان او چو درای از برای افغان است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رسید فصل گل و باد عنبر افشان است
نگارخانه جانان بهشت رضوان است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 345
هزار سختی اگر بر من آید آسان است
که دوستی و ارادت هزار چندان است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 82
زمین ز جلوه قربانیان گلستان است
بریز خون صراحی که عید قربان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1718
ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
ز چشم شیر، نیستان من چراغان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1719
عنان نفس کشیدن جهاد مردان است
نفس شمرده زدن ذکر اهل عرفان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1720
به غیر دل همه عالم سراب حرمان است
ز کعبه روی به هر سو کنی بیابان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1721
Sources
Persian text source: Ganjoor

