غزل شمارهٔ 144
Poet: Jami
Toggle stanza 1یاقوت لب تو قوت جان است
یاقوت لب تو قوت جان است
وصل تو حیات جاودان است
زلف تو بر آفتاب تابان
از شعر سیاه سایه بان است
بستی به لباس کج کلاهان
بر موی کمر که این میان است
راندی به لب شکر دهانان
در هیچ سخن که این دهان است
در هر آنی تویی به شانی
ما اعظم شانک این چه شان است
هر چند به هر زبان ز عشقت
هر لحظه هزار داستان است
زان دم که تو را شناخت جامی
مهر خمشیش بر زبان است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
این باد بهار بوستان است؟
یا بوی وصالِ دوستان است؟
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 79
این خط شریف از آن بنان است
وین نقل حدیث از آن دهان است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 80
هر شور و شری که در جهان است
زان غمزهٔ مست دلستان است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 81
عشق تو قلاوز جهان است
سودای تو رهنمای جان است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 83
تا عشق تودر میان جان است
جان بر همه چیز کامران است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 84
Sources
Persian text source: Ganjoor

