غزل شمارهٔ 909
Poet: Saib
Toggle stanza 1غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
11
غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
شتر گسسته مهارست و ساربان در خواب
22
گذشت عمر چو آب روان و ما غافل
بنای خانه بر آب است و پاسبان در خواب
33
چگونه چشم تو در خواب حرف می گوید؟
ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب
44
اگر نه قوت سحرست، چشم یار چرا
کشیده دارد ز ابروی خود کمان در خواب؟
55
سواد شعر تو صائب جلای چشم دهد
ندیده است چنین سرمه اصفهان در خواب
Sources
Persian text source: Ganjoor

