غزل شمارهٔ 908
Toggle stanza 1ندیده چشم چنین آهوی ختا در خواب
11
ندیده چشم چنین آهوی ختا در خواب
که سر زند ز لبش حرف آشنا در خواب
22
غزال قدس به آن چشم نیمخواب که هست
به گرد چشم سیاهش رسد کجا در خواب
33
شبی گذشت ترا خوش که از پریشانی
نرفت یک مژه تا صبح چشم ما در خواب
44
ز بیم بوسه شکاران بوالهوس پیشه (است)
که حرف می زند آن چشم سرمه سا در خواب
55
سحر شکفته تر از گل ز خواب برخیزد
به دست طفل گذارند چون حنا در خواب
66
ز بخت سبز امیدم همین بود صائب
که لعل یار ببوسم به مدعا در خواب
Sources
Persian text source: Ganjoor

