Toggle stanza 1
غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
1

غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب

شتر گسسته مهارست و ساربان در خواب

2

گذشت عمر چو آب روان و ما غافل

بنای خانه بر آب است و پاسبان در خواب

3

چگونه چشم تو در خواب حرف می گوید؟

ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب

4

اگر نه قوت سحرست، چشم یار چرا

کشیده دارد ز ابروی خود کمان در خواب؟

5

سواد شعر تو صائب جلای چشم دهد

ندیده است چنین سرمه اصفهان در خواب

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور