غزل شمارهٔ 1693
Poet: Saib
Toggle stanza 1به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
11
به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
ز روی هر چه توان داد چشم آب خوش است
22
ز ماه خانگی آن را که خانه روشن نیست
جلای دیده ز گلگشت ماهتاب خوش است
33
جواب خشک ازان لعل آبدار مرا
به گوش تشنه لبان چون صدای آب خوش است
44
اگر ز دامن زلف است دست ما کوتاه
به یاد او دل شب مشق پیچ و تاب خوش است
55
سفینه از مدد بادبان رسد به کنار
به روی کشتی می جلوه حباب خوش است
66
بود زکات تمامی به ناقصان احسان
به ماه پهلو دادن ز آفتاب خوش است
77
من آن نیم که شوم خرج آب و گل صائب
مرا چو گنج گهر با دل خراب خوش است
Sources
Persian text source: Ganjoor

