Toggle stanza 1
تن آهنین و نفس گرم و دل رمیده خوش است
1

تن آهنین و نفس گرم و دل رمیده خوش است

سپند مضطرب و مجمر آرمیده خوش است

2

صدف پر از گهر و ابر قطره بار نکوست

عذار یار عرقناک و می چکیده خوش است

3

سکون ز مرکز و گردش بجاست از پرگار

پیاله در حرکت، صحبت آرمیده خوش است

4

به پای قافله نتوان شدن فلک پرواز

سفر چو عیسی ازین خاکدان جریده خوش است

5

شکستنی است کلیدی که بستگی آرد

زبان کز او نگشاید دلی، بریده خوش است

6

تمام سوز نگشت از شتاب، پروانه

سفر در آتش سوزان عنان کشیده خوش است

7

کمان به گوشه ابرو بلند می گوید

که راست خانگی از مردم خمیده خوش است

8

عطا و منع مساوی است با رضامندی

درین ریاض گل چیده و نچیده خوش است

9

چه عمر پوچ به گفتار می کنی صائب؟

سخن که نیست در او مغز، ناشنیده خوش است

Sources

Persian text source: Ganjoor