غزل شمارهٔ 2161
Toggle stanza 1در روی زمین یک سر پر شور نمانده است
11
در روی زمین یک سر پر شور نمانده است
ته جرعه ای از کاسه منصور نمانده است
22
زنگار گرفته است دل اهل جهان را
در آینه هیچ نظر نور نمانده است
33
زان مصر حلاوت که شکر بود غبارش
امروز به جز نقش پی مور نمانده است
44
پیمانه ارباب تنعم شده لبریز
آوازه ای از کاسه فغفور نمانده است
55
از تلخی دشنام برون رفته حلاوت
نزدیکی دل با نگه دور نمانده است
66
زان شهد که سرمایه شیرینی جان بود
صائب به جز از نشتر زنبور نمانده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

