غزل شمارهٔ 2486

Toggle stanza 1
شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اند
1

شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اند

ورنه ارباب رضا از بیش و کم آسوده‌اند

2

شور محشر را صفیر نی تصور می‌کنند

این سیه‌مستان غفلت بس که خواب‌آلوده‌اند

3

هرکه دید آن خال‌ها بر دور چشم یار، گفت

این غزالان بین که برگرد حرم آسوده‌اند

4

کیستم من تا به گرد محمل لیلی رسم؟

برق و باد از دور گردان قدم فرسوده‌اند

5

با چنین عجزی که بیکاری نمی‌آید ز ما

کار دنیا را و عقبی را به ما فرموده‌اند

6

این جواب آن غزل صائب که می‌گوید حکیم

«بر بناگوشت مثال کفر و دین بنموده‌اند»

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor