غزل شمارهٔ 2485

Toggle stanza 1
از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند
1

از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند

خویش را از آب حیوان در سراب افکنده اند

2

تا گل رخسار شبنم خیز او را دیده اند

عندلیبان مهر گل را بر گلاب افکنده اند

3

سر به معشوق حقیقی می کشد عشق مجاز

زین سرپل تشنگان خود را در آب افکنده اند

4

خاکسارانی که راه عشق را طی کرده اند

آسمانها را مکرر در رکاب افکنده اند

5

قطره هایی کز سرانجام فسردن آگهند

از صدف خود را در آغوش سحاب افکنده اند

6

جز ره باریک دل در دامن دشت وجود

تا نظر جولان کند دام سراب افکنده اند

7

هوشیاران می رمند از چشم شیر حادثات

میکشان صدره بر این آتش کباب افکنده اند

8

ساده لوحانی که دل بر قصر دولت بسته اند

دست خود چون موج بر دوش حباب افکنده اند

9

چون نخیزد شور محشر صائب از گفتارشان؟

اهل معنی کم نمک در چشم خواب افکنده اند؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor