غزل شمارهٔ 6981
Poet: Saib
Toggle stanza 1نمی آید از من دگر بردباری
نمی آید از من دگر بردباری
دو دست من و دامن بی قراری
من و طفل شوخی که صد خانه زین
ز مردان تهی ساخت در نی سواری
معلم کباب است از شوخی او
کند برق را ابر چون پرده داری؟
کند کبک تقلید رفتار او را
ادب نیست در مردم کوهساری!
مرا کارافتاده صائب به شوخی
که کاری ندارد به جز زخم کاری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مرا بر دل است از تو چون کوه باری
وز آن کوه چشمم بود چشمه ساری
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 935
چه نیکو سخن گفت یاری به یاری
که تا کی کشم از خُسُر ذل و خواری
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 162
چو عشقش برآرد سر از بیقراری
تو را کی گذارد که سر را بخاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3124
گهی پردهسوزی، گهی پردهداری
تو سر خزانی، تو جان بهاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3198
خوشا روزگاری خوشا نوبهاری
نجوم پرن رست از مرغزاری
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 24 - ساقی نامه در نشاط باغ کشمیر نوشته شد
Sources
Persian text source: Ganjoor

