غزل شمارهٔ 6815
Toggle stanza 1تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
11
تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
چشمه خضر نهان در دل ظلمت سازی
22
خلوت گور ترا جنت دربسته شود
گر درین نشائه به تنهایی و عزلت سازی
33
صد در فیض به روی تو گشایند از غیب
سینه را گر سپر سنگ ملامت سازی
44
می شود خاک شکرزار تو بی دیده شور
گر تو چون مور به اکسیر قناعت سازی
55
مشت خونی که بود حق سرشک سحری
چند گلگونه رخسار خجالت سازی؟
66
رشته ای را که توان ساخت کمند وحدت
حیف باشد که تو شیرازه صحبت سازی
77
در قیامت گل بی خار تو خواهد گردید
پشت دستی که تو زخمی ز ندامت سازی
88
تو که از دیدن گل می روی از خود صائب
به ازان نیست که از دور به نکهت سازی
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

