غزل شمارهٔ 6814
Toggle stanza 1بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
11
بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
چون گل از پوست برآ گر ثمری می گیری
22
می شود خواب گران شهپر پرواز ترا
اگر از صدق طلب راهبری می گیری
33
چون به سر منزل مقصود رسی، کز غفلت
خبر خانه خود از دگری می گیری
44
از حیاتم نفس پا به رکابی مانده است
از من ای آینه رو گر خبری می گیری
55
در دل خویش گره ساز نفس را صائب
اگر از سینه دریا گهری می گیری
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

